خلاصه گزارش چند روز غیبت
سلام به پسر نازنینم و به همه ی دوستام.اون با معرفتاش که در نبودمون نگرانمون بودن و جویای احوالمون. به خصوص مهدیه مهربونم و فریبای عزیزم. مرسی از اینکه با وجون مسافت دوری که با هم داریم، جویای احوالمون بودید. دلم از خیلی از دوستام گرفته.... جاش نیست اینجا بگم که چه کسایی و به چه علت. ولی بعد یه پست رمز دار در این مورد میزارم... این همه تأخیر علت داشت و اینکه ... درگیر پروژه مهدکودک واسه سپهر بودم، بیرون آوردنش از مهد، رفتن به مسافرت ، تصمیم برای سرکار نرفتن، دلگیری خیلی خیلی زیاد از خیلی ها، اقدام برای از شیر گرفتن سپهر (فعلاً شیر خودم)، برگشت به سرکار بعد از دو هفته و .... توی این مدت که خون...









